- عنوان اصلی: Should I Follow My Dreams
- ترجمه و ویرایش: سحر نیکرو
- تاریخ انتشار: شهریور ۱۴۰۵
وقتی نوبت به تصمیمگیری درباره مسیر زندگیمان میرسد، اغلب با انتخابی بهظاهر دردناک روبهرو میشویم: مسیر پرشور یا مسیر امن.
مسیر دوم یعنی تسلط تدریجی بر حرفهای قابل اتکا؛ در این حالت ممکن است حوصلهمان سر برود، اما مطمئنیم که دستکم هرگز اخراج نخواهیم شد. در مقابل، مسیر اول شبیه راه رفتن روی طناب است؛ خیالپردازی درباره کسب درآمد از کاری که عمیقاً دوستش داریم، در کنار ترس همیشگی از فقر و تحقیر.
این انتخاب ممکن است در نگاه اول حاد و اجتنابناپذیر به نظر برسد، اما اگر مفهوم امنیت را دقیقتر بررسی کنیم، شاید این تصمیم آنقدرها هم دشوار نباشد.
تا زمانی که کاری را انجام میدهیم که از آن متنفریم یا صرفاً از روی ترس و نگرانی آن را انتخاب کردهایم، واقعاً در امنیت نیستیم. در شرایط بهشدت رقابتی دنیای امروز، شغل پشتیبان ما، همان شغلی که از روی ترس انتخابش کردهایم، ممکن است آرزوی اصلی شخص دیگری باشد. برنامه ب ما میتواند برنامه الف فرد دیگری باشد و همین مسئله ما را از نظر انرژی و تمرکز در موقعیتی نامطلوب قرار میدهد. انتخاب مسیر امن میتواند در نهایت ما را نابود کند.

در مقابل، کاری که واقعاً دوستش داریم همان کاری است که بهطور طبیعی نسبت به آن وسواس پیدا میکنیم؛ کاری که حتی اگر درآمدی از آن نداشته باشیم، باز هم انجامش میدهیم. همین میل درونی میتواند احتمال رسیدن به مهارت و تسلط را بهشکل چشمگیری افزایش دهد و هزینه شکست را کاهش دهد. ده سال تلاش با بازده متوسط در پروژهای که به آن شور و علاقه داریم، ذاتاً سبکتر از یک عمر بازدهی ناچیز در حرفهای است که از آن متنفریم.
در نهایت، استفاده از تنها زندگیای که داریم برای انجام کاری که از همان ابتدا میدانیم لذتبخش نخواهد بود، صرفاً برای اینکه بتوانیم زنده بمانیم، چندان امن نیست. این امنیت نیست؛ نوعی خودآزاری است.
ممکن است مجبور باشیم دو دهه نخست زندگیمان را در رنج و انضباط نظام آموزشی بگذرانیم، اما بالاخره جایی باید از مدرسه بیرون بیاییم. در مقطعی باید این فرصت را به خودمان بدهیم که بفهمیم زندگی فراتر از اطاعت و ترس چه معنایی میتواند داشته باشد.
داشتن یک اشتیاق واقعی اتفاقی رایج نیست؛ بسیاری از ما هرگز چنین اشتیاقی را تجربه نمیکنیم. اما اگر آنقدر خوششانس باشیم که چنین اشتیاقی داشته باشیم، نادیده گرفتن صدای آن میتواند بسیار پرخطرتر از چیزی باشد که تصور میکنیم.
این مقاله به صورت ماشین، و مقابله و ویرایش سحر نیک رو انجام شده است.
اگر این مقاله را خواندید و حس کردید نیاز به گفتوگوی عمیقتری دارید، میتوانی یک جلسه روان درمانی رزرو کنید.